هزارسال به سوی توآمدم،
افسوس!
هنوزدوری! دورازمن، ای امیدمحال
هنوزدوری آه،ازهمیشه دورتری!
همیشه،اما،درمن کسی نوید می دهد
که میرسم به تو!
شایدهزارسال دیگر
صدای قلب ترا،پشت آن حصار بلند
همیشه میشنوم
همیشه سوی تومی آیم
همیشه درراهم
همیشه میخواهم
همیشه باتوام، ای جان!
همیشه بامن باش!
همیشه!
اما
هرگزمباش چشم به راه!
همیشه پای بسی آرزو رسیده به سنگ
همیشه خون کسی ریخته است به درگاه!

|